درباره نویسنده
کیانا
امسال،سال منه!
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • کیانا
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • یک روز متبرک...
  • گره...
  • تلخ وشیرین
  • مامان یعنی...
  • یک پست غمگین...
  • قهوه تلخ اردیبهشتی
  • اعتماد به نفس کیلوئی!
  • تراختورررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر!
  • دختر بهار!
  • باردیگر وبلاگستانی که دوست میدارم...
  • عیدانه
  • سال91 سلام
  • فقط 7روز
  • ودر آخر کیانا 90...
  • پکیج شیکی2
  • این روزهای من
  • بعضی ها...
  • هنر+وراثت
  • سرزمین من
  • صدای بال فرشتگان
  • پکیج شیکی!
  • بی حسی
  • کیانا و کاپیتان 2
  • سفر...
  • کیانا و کاپیتان!
  • برادرانه
  • نیمه تاریک
  • کمی روزانه!
  • من ناراحتم که...
  • کیت موس* با لهجه آذری!
کلمات کلیدی مطالب
     
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • اردیبهشت ٩۱
  • فروردین ٩۱
  • اسفند ٩٠
  • بهمن ٩٠
  • دی ٩٠
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
  • مهر ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • امرداد ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • اسفند ۸٩
  • بهمن ۸٩
دوستان من
     
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



دخترشهریوری
بی وزنی
نویسنده: کیانا - ۱۳۸٩/۱٢/٢٤

تا حالا شده معلق باشی بین زمین و آسمون؟از خودت فرار کنی؟و به خودت پناه بیاری از خودت؟

من الان تو آخرین چهارشنبه سال  صدای ترقه ها رو از پنجره اتاقم میشنوم ،یه مهمونی دعوت بودم که نرفتم.احساس امروزمو تا بحال تجربه نکرده بودم.فرار از خودم و پناه آوردن دوباره به خودم.

خدایا توهم مثل من از من خسته ای؟

 

نظرات ()



نوستالژی
نویسنده: کیانا - ۱۳۸٩/۱٢/٢٢

سیاوش قمیشی ،هات چاکلت هتل شهریار،هوای ملس و وحشی اسفند تبریز...

اشکهای من که چکه چکه میاد پایین.

نظرات ()



عصر جمعه
نویسنده: کیانا - ۱۳۸٩/۱٢/٢٠

از روزای تعطیل بدم میاد.از صبح کسالت و سنگینی روحمو اسیر میکنه تا شب.با اینکه هرهفته صبح جمعه تمرین سفت وسخت شنا دارم ولی تا برسم استخر یه هاپوی درست وحسابی هستم.نمیدونم چرا روزای تعطیل انقدر برام سنگینه شاید لحظه ها ،مدام تنهایی عمیقم رو یادم میندازن .حفره بزرگ و سیاهی که انگار پرشدنی نیست.نه با رکوردهایی که مربی سختگیرم، کرنومتر بدست واسم ثبت میکنه نه با فیلم وسریال و وبگردی...

مربیم نمیدونه من چرا اینطور دیوانه وار شنا میکنم .دارم از خودم و حفره تاریک درونم فرار میکنم ولی حیف که نمیتونم...

خسته م ...از خودم از روح وحشیم از حفره تنهاییم واز روز دلگیر جمعه.

 

نظرات ()



نام من زن...
نویسنده: کیانا - ۱۳۸٩/۱٢/۱٧

هیچوقت از زن بودنم احساس پشیمونی نکردم.حتی وقتی تو 6سالگی مامان بزرگم گفت بیچاره پسرم ، پشت نداره.

یا وقتی تو 14 سالگی بخاطر دوچرخه سواری من تو محله قدیمی مون مامان مجبور شد تو روی همسایه های دو آتشه مون وایسه که ورزش دختر پسر نداره.

یا وقتی تو 16سالگیم تو کنفرانس فیزیک دانش آموزی مشهد، مربی کرمانی بهم گفت مرکب شیطانم چون همه پسرا دارن بهم نگاه میکنن و حواسشون به منه نه به

مقاله ام.

یا وقتی تو 20 سالگیم چون رفته بودم اردوی دانشجوئی پس باید میرفتم حراست دانشگاه و جواب پس میدادم.

یا تو 24سالگیم وقتی تو اداره بخاطر نرم افزاری که کار واحد مارو نصف میکرد،تشویق شدم بقیه گفتن حتما با مدیر کل رابطه داره که تشویق شده.

یا وقتی با همکلاسیام پایان نامه کار میکردم و دوست قدیمیم اومد و پیش همکلاسیام آبرومو برد که چرا با همکلاسی پسرم در مسیر ماشین تا مغازه تایپ قدم زنان رفتیم!

یا وقتی سر پایان نامه ارشدم از دست ایرادهای عجیب استاد راهنما کلافه بودم بهم گفت اگه باهاش مهربونتر باشم! نمره دفاعم ٢٠هستش.و چون مهربون! نبودم کمترین نمره رو بهم دادن.

یا وقتی کبودیهای سر وصورت همکارمو میبینم که هنر شوهر عزیزشه.

یا وقتی چون دیدم همسرم مرد زندگیم نیست و به راحتی ازش جدا شدم و شنیدم حتما زیر سرش بلند شده که شوهر دکترشو ول کرده...

هیچوقت پشیمون نبودم.

چون باید زن باشی تا دلرحم و پراز عشق باشی.تا بادیدن نی نی 6ماهه دختر خاله ت دلت ضعف بره.تا بتونی باباتو محکم بغل کنی وقربون صدقه ش بری.تا لپای داداشتو ببوسی و دلداریش بدی و ازش بشنوی که خواهملی من تکه.

تا بری زیر بارون و لی لی کنان بری خونه.

تا طبیعت هرماه کهنگیها و جانهای فرسوده رو در وجودت دور بریزه و آماده زایش ونو شدن باشی...

تا با دوستات حرفای خاله زنکی بزنی و قاه قاه بخندی.بری خرید و لاک و عروسک و جینگول پینگول بخری و عشق دنیا رو بکنی.

پیچیدگیهای درونت رو کشف کنی و لذت ببری.تو اوج کار و مشغولیت حواست باشه که رنگ رژت با لباست ست باشه.

نه من هیچوقت پشیمون نیستم که زنم.

٨مارس روز جهانی زن مبارک.

 

نظرات ()



خواب free sleep
نویسنده: کیانا - ۱۳۸٩/۱٢/۱٤

اصولا من یکی از اصحاب کهف هستم که تو این دوره ظهور کردم!!

یعنی آی میخوابم ها...مثلا دیروز بعد تمرین اومدم خونه.خواستم یه نیمساعت ! استراحت کنم بعد برم خرید.نشون به اون نشون که وقتی بیدار شدم ساعت 10شب بود و بنده 6ساعت تموم خواب بودم!خجالت

اصلا یکی از لذتهای زندگی من خوابیدنه.اونمfree sleepاین اصطلاحو خودم کشف کردم! یعنی هیچ برنامه ای واسه بیداری نداشته باشی که ای وای کلاس دارم یا اداره دارم یا...

انقدر بخوابی که خودت بیدار شی.

اونوقت میام تو اتاقم و یه کتاب میگیرم دستم تا چشام گرم بشه،پتوی نرم و صورتی رنگمو میپیچم دورم و چشمام یواش یواش بسته میشه....

نظرات ()



جانها...
نویسنده: کیانا - ۱۳۸٩/۱٢/۱۱

چند وقته به این نتیجه رسیدم ما زنها چندین جان داریم.نمیدونم شاید بشه گفت روح.

میل به زایش و نوشدن در هر زنی هست.پیش میریم و جانهای کهنه شده رو دور میندازیم.و زمانی که دیگه فکر میکنیم برهنه ایم جان دیگه ای در ما طلوع میکنه.

الان من چندوقته احساس میکنم روح کهنه م رو خیلی در خودم نگه داشتم.این جان نیاز به نو شدن دوباره داره.من باز هم از زایش مجدد میترسم.از زمانی که برهنه خواهم بود تا جان تازه در من متولد بشه.ولی بنظرم دیگه وقتشه...

باید رفت.

نظرات ()



حس قشنگ عاشقی
نویسنده: کیانا - ۱۳۸٩/۱٢/٩

هوا بینهایت خوب و رویاییه و ریز ریز بارون میاد.همیشه تو این هوا از ته دل آرزو میکنم که یه روز عاشق بشم!

واسه خودم هم عجیب میاد که تا امروز عاشقی رو تجربه نکردم.منظورم از عشق یه حس ماورائی و فرا انسانی نیست.منظورم همون عشق زمینیه یا بقول میهن مشرقی تو فیلم شام آخر عشق آدمیزاد به آدمیزاد...

تو چند تا رابطه ای هم که بودم همیشه نوع رابطه ام reactionبوده و به یه سری عواطف پاسخ دادم.و این وسط رابطه ای که ایجاد شده اصلا حال وهوای عشق رو نداشته.در حالت کلی روابط عاشقانه زندگی من رو این نمودار بوده:

سریش شدن طرف مقابل-پاسخ من اکثرا از روی دلسوزی! بخدا راست میگم ها دلسوزی محض!-ادامه ارتباط-وابستگی من به رابطه و تاکیدا میگم نه خود طرف-تنفر من از خودم بخاطر این رابطه

الان که اینارو مینویسم به این فکر میکنم که واقعا صفات نیمه تاریک من چیه؟از چی میترسم؟چرا اجازه میدم همیشه درسهای زندگی برام تکرار بشه؟

کاش بتونم امشب جوابامو پیدا کنم.کاش...

نظرات ()



بابا
نویسنده: کیانا - ۱۳۸٩/۱٢/٧

بابا میدونی بزرگترین دلخوشی من تو زندگی هستی؟میدونی همه لحظات زندگیم پر از خوبیهای توئه؟پدری که طبق یافته های فروید عشق اول هر دختر بچه ای هستش.و توچه خوب از عهده این عاشقی سی ساله براومدی.

هیچوقت یادم نمیره شبایی که خوابم نمیبرد و میومدی واسم قصه میگفتی.یادته من و کیمیا رو ترازو میکردی؟هر کدوممون رو با یه دستت میگرفتی و میچرخوندی.

کیهان بچه های سه شنبه ها،نوارهای قصه،آلبوم مدرسه موشها...

یادته اول راهنمایی تیزهوشان قبول شدم بهم گفتی چقدر بهم افتخار میکنی؟گفتی بیدانا قیزیم..(دختر بیهمتای من)

یادته تو راهروهای دادگاه پشتت قایم شده بودم؟اون روز شونه هات بنظرم از همیشه قویترمیومد.یادته؟روزی که میخواستم خودمو بکشم و برای اولین بار اشکاتو دیدم که گفتی بدون من! این دختر پر دردسرت دنیا واست هیچه.

بابا الان تو سی سالگیم بهت میگم تاثیرگذارترین فرد زندگیم هستی.بهت افتخار میکنم عاشقترین بابای دنیا.

نظرات ()



دوست
نویسنده: کیانا - ۱۳۸٩/۱٢/٧

مراقب قلب ها باشیم

 

وقتی تنهاییم، دنبال دوست می گردیم


پیدایش که کردیم، دنبال عیب هایش می گردیم


وقتی که از دست دادیمش، دنبال خاطراتش می گردیم


و همچنان تنها می مانیم

 

هیچ چیز آسان تر از قلب نمی شکند 

ژان پل سارتر

 

نظرات ()



اشو و کیانا!
نویسنده: کیانا - ۱۳۸٩/۱٢/٦

ساعت 4 نصفه شبه.نم نم بارون میاد.منم 3ساعتی هست دارم وبگردی میکنم.

الان یه مطلبی راجع به تعالیم ومراقبه های اشو میخوندم.بنظرم جالب بود الان تصمیم دارم این مراقبه سجده رو امتحان کنم که اگه جواب بده فردا صبح یه کیانای شاد و سرزنده در خدمت خلق الهه! در غیر این صورت بازم نهضت این وبلاگ در راستای تبدیل شدن یه عرنامه شایدم غرلاگ! ادامه دارد...

مراقبه سجده

مراقبه های اوشو ،


این مراقبه حل شدن و یکی شدن با انرژی کیهانی است. بهترین زمان برای این مراقبه شبها قبل از خواب است و باید بلافاصله بعد از انجام آن به خواب بروید. اگر میل دارید تا آن را صبحها انجام دهید لازم است بعد از اتمام مراقبه مدت پانزده دقیقه بخوابید. بنابراین یک ساعت را تنظیم کنید تا بعد از یکربع شما را بیدار کند.
دستور:

روی زمین یا در رختخواب خود بنشینید. هردو دست خود را به آسمان بلند کنید. دستها باید تا حد ممکن بالا نگه داشته شوند. اجازه دهید تا انرژی کیهانی در دستهای شما جریان پیدا کند. وقتی جریان انرژی در دستها برقرار میشود، دستها شروع به لرزیدن میکنند. اجازه بدهید تا لرزش اتفاق بیفتد. احساس کنید دستهای شما همانند شاخههای درختان در معرض جریان باد قرار گرفته است و این باد است که آنها را میلرزاند. ممکن است بعد از مدتی تمام بدن شروع به لرزیدن کند. بگذارید هرچه که میخواهد، اتفاق بیفتد.
در این حال و احساس، شما حضور بین زمین و آسمان، یین و ینگ، مرد و زن و بالا و پایین را حس میکنید. اجازه دهید تا در این حس زیبا و حال عجیب غرق شوید. خود را شناور کنید و فقط لذت ببرید. با هستی یکی شوید.
یکی دو دقیقه بعد از این قسمت، پیشانی و کف هردو دست خود را روی زمین بگذارید و سجده کنید. در این زمان شما بمانند حاملی برای هدایت انرژی کیهانی به سوی زمین عمل میکنید. اجازه دهید آنچه از بالا دریافت کردید به زمین برود. بعد از مدتی دوباره به بالا برگردید و دستهای خود را به آسمان بلند کنید. بالا آمدن و سجده کردن باید برای هفت بار انجام شود. مدت کل این بخش پانزده دقیقه است. اگر تعداد دفعات سجده کمتر از هفت بار باشد باعث میشود تا نتوانید بخوابید و شما را بیقرار میکند. بعد از اتمام این قسمت به خواب بروید. انرژی ناشی از این مراقبه تمام بدن شما را احاطه میکند. صبح که از خواب بیدار میشوید به خوبی آن را احساس میکنید. وقتی این مراقبه در شب انجام میشود، روز بعدی روزی متفاوت است.

اوشو: کتاب مدیتیشن: اولین و آخرین رهایی

 به نقل از سایت 98ia

 

نظرات ()



و در زندگی زخمهایی هست...
نویسنده: کیانا - ۱۳۸٩/۱٢/٤

گاهی دلم واسه زخمام میسوزه اونوقت میخوام آروم دست بکشم روشون و نازشون کنم.طفلی این روح من که پر از زخمه.کاش میشد این روح زخمی و تیکه پارمو مثل تدی خرس عروسکیم بغل کنم تا یه کم آروم بگیره.بعد بهش بگم غصه نخور دیگه همه چی آرومه.من پیشتم....

بعد دوتایی باهم انقدر گریه کنیم تا  از این بغض لعنتی ٣ساله راحت بشیم.هردومون.من واین روح زخمی پر از بخیه!!

 

 

پ.ن:و در زندگی زخمهایی است که در انزوا مانند خوره روح را میخورد.(هدایت)

نظرات ()



بارون
نویسنده: کیانا - ۱۳۸٩/۱٢/٢

مامانم میگه وقتایی که بارون میاد دعا مستجاب میشه.بارون،تو تولد پیامبر که دیگه دعارو دوبل مستجاب میکنه!!!

الان که چشمم به آخرین صفحه تقویم میفته از خدا خجالت میکشم.با این همه نعمتی که بهم داده ،اینهمه حواسش به من بوده ،اونوقت من چکار کردم؟همش غرغر ،ناشکری، افسردگی

پس خدایا الان که دعاهارو دوبله مستجاب میکنی منو در لحظه اکنون راضی کن.

آمیییییییییییییییییییییییییینقلب

نظرات ()